از زمینگیر کردن ناوگان تا بمباران خبری | پشتپرده پاتک رسانهای به بازپسگیری کیشایر چیست؟

رویداد۲۴ | درحالی که انتظار میرفت پس از نامه معاونت حقوقی ریاستجمهوری و دستور صریح وزیر اقتصاد مبنی بر توقف واگذاری کیشایر، سازمان خصوصیسازی در مقام پاسخگویی برآید و فاکتور خسارات ۶ ساله را تسویه کند، شواهد نشان میدهد فاز جدیدی از عملیات علیه این ایرلاین از سوی بخش خصوصی که قرار بود متولی این ایرلاین شود، آغاز شده است.
فرار به جلو با چاشنی تخریب
شواهد نشان میدهد جریانی که در ۶ سال گذشته با تعلیق مدیریتی، کیشایر را از یک ایرلاین سودده به شرکتی با ناوگان فرسوده و بازارهای از دسترفته تبدیل کرد، حالا که طعمه را از دست رفته میبیند، سلاح تخریب رسانهای را برداشته است. پرسش اصلی اینجاست که چرا دقیقا زمانی که محمد کبیری، مدیر سازمان منطقه آزاد کیش ماموریت آواربرداری و احیای این برند را آغاز کرد، حجم حاشیهسازیها و پمپاژ اخبار منفی علیه این بازپسگیری اوج گرفته است؟
منافع چه کسانی به خطر افتاده است؟
توقف واگذاری کیشایر، تنها یک جابهجایی مدیریتی نبود؛ بلکه بستنِ سفرهای بود که به نظر میرسد ذینفعان پنهانی آن برای پُر کردن جیب خود به انتظار دور آن نشسته بودند. حالا که هدف آنها با سد مطالبهگری مردم کیش و ایستادگی دولت مواجه شده، جیغهای بنفش آنها در قالب گزارشهای سفارشی شنیده میشود.
بخش خصوصی که قصد تصاحب این ایرلاین را داشت، باید پاسخ دهد چرا در دوران تصدیاش، نیمی از صندلیهای پروازی کیشایر از دست رفت و چرا نوسازی ناوگان به کما رفت، حالا به جای پاسخگویی حقوقی، به نظر میرسد مسیر فرار به جلو را برگزیده است.
بازی با امنیت روانی مسافران
خطرناکترین بخش این جنگ رسانهای، هدف قرار دادن اعتماد عمومی است. حاشیهسازی برای یک شرکت هواپیمایی، آن هم در حالی که این جزیره تازه میخواهد از گرد و غبار ناشی از جنگ کمی نفس بگیرد، به طور مستقیم امنیت روانی مسافران و اعتبار آژانسهای گردشگری را هدف میگیرد. این جریان باید پاسخگو باشد که چطور حاضر میشود برای اثبات ادعای خود، برند ملی یک منطقه آزاد را در معرض هجمه قرار دهد و نان هزاران فعال اقتصادی جزیره را که به پروازهای این شرکت وابستهاند، آجر کند؟
نوبتِ حسابکشی است، نه حاشیهسازی
مطالبه امروز مردم کیش و فعالان اقتصادی، روشن است؛ بخش خصوصی باید به جای تقابل رسانهای با مدیریت منطقه آزاد و کیشایر، در مورد آسیبهای مالی که در این سالهای بلاتکلیفی به جزیره وارد شده، توضیح دهد.
پاسخ به اینکه چرا اجازه ورود ناوگان جدید داده نشد و از همه مهمتر، هزینه فرصت سوختشده در این ۶ سال که اقتصاد کیش را به رکود کشاند، توسط چه کسی پرداخت خواهد شد؟
آنچه مسلم است، این است که بازگشت کیشایر به خانه خود، پایان بلاتکلیفی بود، اما آغاز یک نبرد تمامعیار با کاسبان واگذاری است. بمباران خبری علیه این تصمیم، نشاندهنده درستی مسیری است که مدیریت منطقه آزاد کیش در پیش گرفته است. کیشایر به جای واگذاری به ثمن بخس، به احیا نیاز دارد تا دوباره بالهای توسعه جزیره باشد. جریانی که امروز در حال حاشیهسازی است، باید بداند که صدای کارزار مردم کیش بلندتر از تیترهای سفارشی و فرار در غبار رسانهای است.


